یک مثنوی گونه!

سرشار پرواز

 بر باد دادی مرا تو! ای خنده هایت غرورم

من بی تو این جا غریبم، من بی تو از عشق دورم

 خوابم ، خرابم ازاین پس، من شکوه دارم دمادم

هفت آسمان پر کشیدم، همراه و همراز بادم 

شعرم ، غرورم ، شکسته ست، خنجر به قلبم نشسته ست

سرشار پروازم اما ،این پنجره را که بسته ست؟! 

ای عشق ! با من چه کردی؟! از خویش من می گریزم

بیهوده ماندم در این شهر، با خویش من در ستیزم 

آیینه! تکراری ام کن ، جرآت بده تا بخوانم

ای پر غرور آستانت ، بگذار تنها بمانم

 من چشم در چشم خورشید، آهسته می خوانم از درد

بر باد دادی مرا تو ، ای آسمان گرد برگرد. 

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيروس مرادي رويين تني

استاد سلام /اميدوارم سالي پر از موفقيت داشته باشيد / [گل]

امیر

ضخامت زخم های من سنگین تر از وخامت اخم های تو بود !سلام با یک غزل به روزم[گل]

خلیلی

سلام سال نو مبارک سالی پر از مبارباد داشته باشید! سلامت باشید و سربلند ...

نزهت

آسمانگرد خیلی خوبه.سلام برسونید.

آرش

سلام. با کار تازه...

یه‌زدانی

سلام امیدوارم حالتون خوب باشد من شما را از کردستان به یاد دارم امیدوارم شما نیز به کوچه گردی شبهای سرد معتادم ....و مثل قال پا خورده از مد افتادم

داریوش رضوان

سلام مطالب زیبایت را خواندم و شیرین شعرهایت شدم من هم آپم با(گدائی کنیم و به سمت آفریقا برویم) در دلتای شعر ممنونم و منتظر

تازه نفسان

بوی باران نم جاده ره نوردان یکی پر ز شوق از راه نو می گویند همسفر با ما شو و بدان از راه نو

منصوري

آقا سلام و سپاس و طراوت‌تان مستدام و شعر و غرورتان شكسته مباد از آقا مصطفي چه خبر؟ سلام برسانيد به اميد ديدار